با اميد به تجربه و زندگي در دوره ظهور و آشكاري نجاتدهنده ، مينويسم. |
هوالرّب
از اين دست مثالها بسيار است . به قسمتي از تمثيل « زمينِ وجود» توجه نماييد :
« وجود ما مانند زميني نامساعد و غيرحاصلخيز است. هر چقدر هم دانهي درخت، گل و گياه در اين زمين كاشته شود بيفايده است و به ثمر نميرسد.
تعاليم حق زمين وجود ما را، باطن ما را ، ذهن و قلبمان را مساعد و حاصلخيز مي كند. آنگاه دانهها شكوفا ميشوند و ميرويند... هدايت الهي اين زمين را آباد ميكند....
چرا بسياري از دعاهاي ما مستجاب نميشوند؟ چرا هر زمان كه خدا را فرا ميخوانيم، آناً در زندگيمان تجلي پيدا نميكند؟ ... زيرا فقط ظاهر كار را انجام دادهايم، اعمال ما روح ندارد ، جان ندارد ، مرده است...» [۶]
و در ادامه به قسمتي از كلام خداوند بنگريد :
« و كساني كه ميزانهاي (عمل) آنها سبك است، افرادي هستند كه سرمايه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمي كه نسبت به آيات ما ميكردند، از دست دادهاند. »[۷]
به عنوان مثالي ديگر ، با هم بخشي از تمثيل «كشتيِ نجات» از كتاب «جريان هدايت الهي» را ميخوانيم:
«انسان در درياي پر از امواج اين دنيا رها شده. قايق كوچكش شكسته. اين قايقران نابلد، دير يا زود ، بالاخره غرق شده و نابود ميگردد.
در دريايي رها شده كه پر از خطرات هلاككننده است، كوسهها و صخرهها، آبي شور و كشنده.... با هر موجي بالا ميرود و پايين ميآيد. بياراده و بياختيار، بازيچهي امواج دريا گشته. گرسنه و تشنه ، در حال نابودي ، در وسط دريا....
اما وقتي خوب توجه ميكند، كشتي بسيار بزرگي را در نزديكي خود ميبيند. از كشتي ريسماني آويزان است كه به درون آب افتاده، كشتي به سرعت در حال حركت است ، لكن به آرامي از كنار او ميگذرد.
او دو راه در پيش دارد. يا به ((ريسمان الهي)) چنگ زند و به كشتي نجات وارد شود يا اينكه اين امكان را به گمانهاي مختلف نديده ميگيرد...»[۸]
حال به ريشة مطالب فوق كه در كلام خداوند است دقت نماييد :
« و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد ، و پراكنده نشويد! و نعمت خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاي شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفرهاي از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براي شما آشكار ميسازد؛ شايد پذيراي هدايت شويد. » [۹]
بديهي است با مداقه بيشتر در كتاب و با تفحص بيشتر اهل نظر و يا به توسط متخصصين و قرآنپژوهان، مثالهايي جامعتر و كاملتري ميتوان يافت كه بر همريشگي و انطباق محتواي كتاب «جريان هدايت الهي» با كلام الهي دلالت دارند.
حال سؤال اينجاست كه آنهايي كه استاد «خالق فتاح» ( پيمان فتاحي) را به خاطر اين كتاب متهم نمودهاند ، چه اشكالي در اين كتاب ديدهاند؟ آيا با ريشة اين كتاب كه كلام خداوند و وحي است ، مشكلي دارند؟ يا اينكه حسادت ، كينه و تنفر ، مانع از آن ميشود كه چشمهايشان به ديدن حقيقت باز شود ؟ آيا اصلاً گوشهايشان ميشنود كه بخواهند به اين سؤالها پاسخي هم بدهند؟
آيا ...؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|